معين الدين نطنزى
21
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
برادران او كه حاكم جزيرهء كيش بودند ، اتفاق ايشان به منازعت انجاميد ، و قصد برادر بزرگتر كردند و او را به قتل آوردند . و از برادران ركن الدين محمود حاكم شد . چون شش ماه از اين ولا بگذشت ديگرباره اتفاق نمودند و خروج كردند ، و او را نيز هلاك گردانيدند . و برادر ديگر ، بدر الدين ، ملك شد ؛ و او چهل روز حكومت كرد . بعد از آن پسرى بزرگتر داشت ، ملك محمد ؛ حاكم شد ، و پسر كوچكتر ، فخر الدين ، نايب گشت . و بعد از آن داعيهء آن داشتند كه ملك هرموز را مسلم خود سازند . چون اين خيال به خاطر ايشان خطور كرد ، اتفاق كرده با لشكرى تمام به هرموز رفتند . و حاكم آنجا ، ملك قطب الدين ، در هرموز كهنه بود . هنوز قطب [ الدين ] به هرموز نارفته لشكرشان غدر كردند و سپاه هرموز بديشان زدند و منهزم كردند و به كيش عزيمت نمودند . هنوز قرار ناگرفته قطب الدين از عقب ايشان به كيش آمد ، و ايشان را هلاك گردانيد ، و آن مملكت را مسخر كرد . مال آنجا به سلطان ابو سعيد مىداد . و بعد از وفات سلطان ابو سعيد ، چون در فارس به واسطهء آنكه ميان اولاد چوبان و برادران محمود شاه انجو هرج [ و ] مرج دست داد ، چند سال قطب الدين به استقلال حكومت هرموز كرد ؛ و تمامت دريا كنار را از قلاتو تا در بند ماچول به دست فروگرفت ، و مجموع دشتستان و قطيف و بحرين و بعضى از برّ عرب داخل مملكت او شدند . و به تاريخ سنهء سبع و اربعين و سبع مايه ( 746 ه / 1345 م ) متوفى شد . [ يوسف شاه بن قطب الدين ] بعد از او پسرش يوسف شاه بن قطب الدين به حكم وصيت قايممقام شد . به زمان دولت او شيخ ابو اسحق انجو بر تخت فارس مستولى شده بود و محمد مظفر بر تخت كرمان استيلا يافته . چون آبادانى هرموز از تردد تجار است به ضرورت يوسف شاه با هردو جانب طريقهء خدمتكارى و هوادارى مسلوك داشت . و مالى كه اين زمان مقرر است بعد از مفاوضه و محاكاء بسيار مقرر شد كه هر سال به جهت پادشاه فارس و حاكم كرمان بفرستند . و تا مدت بيست و يك سال كه او حاكم بود